دلنوشته_محیط زیست_ابوالقاسم کریمی_31

من یک برگ هستم  که در شاخه درخت باد را در بغل میگیرم.
من زیبا و تازه هستم و از پروردگار به خاطر آفرینشم ممنونم.
 من آب را از ریشه‌های درخت می‌گیرم و اکسیژن را به جو هدیه میدهم.
 من سبز زندگی می‌کنم تا زندگی حفظ ‌شود..
اما این روزها، من نگرانم من غمگینم.
 من می‌بینم که برادران و خواهرانم از درخت می‌افتند و خشک می‌شوند.
 من می‌بینم که درختان  بریده می‌شوند و جای خالی آنها باقی می ماند.
 من می‌بینم که هوا آلوده و زمین گرم می‌شود و باران کمترو کمتر می‌بارد.
 من می‌بینم که حیوانات دوست داشتنی از جنگل فرار می‌کنند و به آغوش انقراض پناه می برند.
 من می‌بینم که انسان‌ها بدون توجه به پیامدهای عملکردشان، به تخریب محیط زیست ادامه می‌دهند.
آیا این انسان‌ها نمی‌دانند که با تخریب محیط زیست، خود را هم تخریب می‌کنند؟
 آیا آنها نمی‌فهمند که با از دست دادن تنوع زیستی، خود را از منابع حیاتی، خدمات اکوسیستم، زیبایی طبیعت و ارزش فرهنگی و اخلاقی محروم می‌کنند؟
من یک برگ هستم
وَ خیلی خوشحالم که انسان نیستم…

ابوالقاسم کریمی

17/تیر/1399

ورامین

شاید دوست داشته باشید:  گردآوری:نمونه اشعار زیبا از شاعر ایرانی_ پروین اعتصامی

ابوالقاسم کریمی

ابوالقاسم کریمی : شاعر _ نویسنده _ فعال محیط زیست _ متولد 1365 _ ساکن _ استان تهران _ شهرستان ورامین

دیدگاهتان را بنویسید