مناجات با خدا …

ای خدای من در این شب ِ سرد ِ تاریک ِ ترسناک ، در این دنیای پر از رنج  ، در این زمانه پر از کینه پر از دشمنی ، در دنیای پر از انتقام پر از تنفر، دلم از غم و اندوه دلم از تاسف لبریز است. خدایا از همه چیز نا امیدم و با دلسردی آینده را نگاه میکنم. خدایا در این روزگار پر از جنگ چگونه  میتوان شاد زیست و شادی را به دیگران آموخت؟چگونه می توان به لب لبخند داشت و خنده را به لب های مصیب دیدگان آورد؟ چگونه می توان خوشبخت بود و فارغ از تحملِ بدبختی زندگی کرد؟ خدایا ، خداوندا ببین انسان ها چه میکنند با هم ، ببین چگونه در مرگ هم دیگر پایکوبی میکنند ببین چگونه بر زخم های هم نمک می پاشند ببین چگونه به حیات هم آسیب می زنند. خدایا ، خداوندا کمکم کن کمکم کن تا بتوانم بدی را با بدی پاسخ نگویم کمکم کن تا شادی را بیاموزم تا عشق را فرا بگیرم کمکم کن تنفر را از خود دور نگه دارم خدایا ، کمکم کن تا غم و اندوه را تحمل کنم کمکم کن به زندگی کردن امیدوار باشم کمکم کن ایمانم را قوی کنم و لبخند را به لب هایم بازگردانم … خدایا ، خداوندا کمکم کن…

_

ابوالقاسم کریمی

ورامین

دوشنبه – ۲۴ مهر ۱۴۰۲

شاید دوست داشته باشید:  گردآوری:نمونه اشعار سیف فرغانی

ابوالقاسم کریمی

ابوالقاسم کریمی : شاعر _ نویسنده _ فعال محیط زیست _ متولد 1365 _ ساکن _ استان تهران _ شهرستان ورامین

دیدگاهتان را بنویسید