مناجات با خدا

در این شب تاریک و ظلمانی، در این دنیای فانی و بی‌ثبات،در این زندگی پر از زخم و رنج تنها نوری که امیدم را زنده نگاه می‌دارد، عشق است.

عشقی که مرا از خودخواهی و مادیات رها ‌کند و به سوی رستگاری و کمال بکشاند.

عشقی که مرا به یاد ‌آورد، که من فقط یک ذره از این هستی بزرگ هستم، و باید به سوی اصل خود بازگردم.

عشقی که مرا به آزادی دعوت کند، و به من بفهماند، تو بیش از آنچه فکر می‌کنم، توانمند و مهربانی .

عشقی که مرا به آرامش و آسودگی برساند، و به من بیا‌موزد، چگونه به خود َوَ دیگران خدمت کنم.

ای عشق ، تو تنها امیدم ، تنها راهم  ، تنها نشانی ام هستی، تو تنها چراغی هستی که در این تاریکی می‌درخشد، وَ تو تنها راه نجاتم هستی.

_

ابوالقاسم کریمی

ورامین

20/اسفند/1398

شاید دوست داشته باشید:  گردآوری:داستان کوتاه آموزنده_بهترین داستان های خواندنی/130

ابوالقاسم کریمی

ابوالقاسم کریمی : شاعر _ نویسنده _ فعال محیط زیست _ متولد 1365 _ ساکن _ استان تهران _ شهرستان ورامین

دیدگاهتان را بنویسید