گردآوری:داستان کوتاه آموزنده_بهترین داستان های خواندنی/113

مردی وارد رستورانی می شود و کاسه ای سوپ سفارش می دهد. پیشخدمت سفارش او را حاضر می کند. مرد از پیش خدمت رستوران می خواهد که سوپ را بچشد.

پیشخدمت: اما قربان، می توانم به شما اطمینان بدهم که سوپ مزه ی خوبی دارد.

مرد همچنان اصرار می کند و می گوید: آقا خوشحال می شوم اگر ابتدا سوپ مرا شما بچشید.

پیشخدمت: اما قربان، من نمی توانم غذاها را بچشم، رئیسم مرا تنبیه می کند.

مرد: ببین آقا، اگر سوپ مرا نچشی، بدون پرداخت هزینه اش، اینجا را ترک می کنم.

در این زمان پیشخدمت به اطراف نگاهی می اندازد تا مطمئن گردد که هیچکس او را نمی بیند، سپس نزدیک کاسه ی سوپ می شود تا درخواست مشتری اش را انجام دهد. اما به ناگاه با تعجب از مرد سوال می پرسد: اما قربان، قاشق تان کجاست ؟

مرد پاسخ می دهد: دقیقا سوال من هم همین است.

این داستان در مجموعه ی «داستان کوتاه انگلیسی» اضافه گردید. برای مطالعه ی این داستان به انگلیسی، به ادامه ی مطلب مراجعه فرمایید.

شاید دوست داشته باشید:  نمونه اشعار زیبا از شیخ بهایی

ابوالقاسم کریمی

ابوالقاسم کریمی : شاعر _ نویسنده _ فعال محیط زیست _ متولد 1365 _ ساکن _ استان تهران _ شهرستان ورامین

دیدگاهتان را بنویسید