داستانگ:ابوالقاسم کریمی

به خاطر بیماری مادرت
میخواستیم تو رو سقط کنیم
ولی، فاطمه این اجازه رو نداد…

خودش رفت برای اینکه تو زندگی کنی

روزای آخر عمرش ازم قول گرفت مراقبت باشم ،

جواد!

من فقط به خاطر قولی که به مادرت دادم ،
رضایت نامه رو امضا نمیکنم

وگرنه

این همه نوجون تو جبه شهید شدن ،

تو هیچی از اونا کم نداری….

___________________
ابوالقاسم کریمی_فرزندزمین

شاید دوست داشته باشید:  گردآوری:نمونه اشعار سیف فرغانی

ابوالقاسم کریمی

ابوالقاسم کریمی : شاعر _ نویسنده _ فعال محیط زیست _ متولد 1365 _ ساکن _ استان تهران _ شهرستان ورامین

دیدگاهتان را بنویسید